بقيه در ادامه مطلب-------------------------------------------
-------------------------------------------
حکم خود کشی در اسلام
از ابوهريره رضي الله عنه روايت است که پيامبرصلي الله عليه وسلم فرمود :
"من تردي من جبل فقتل نفسه فهو في نار جهنم، يتردي فيه خالدا مخلدا فيها أبدا، و من تحسي سما فقتل نفسه، فسمه في يده يتحساه في نار جهنمف خالدا مخلدا فيها أبدا، و من قتل نفسه بحديدة فحديدته في يده يجأ بها في بطنه في نار جهنم خالدا مخلدا فيها أبداً " (متفق عليه)
«هر کس خودش را از کوهي پرت کرده و بکشد هميشه، به صورت استمرار در جهنم پرت ميشو و تا ابد در آن باقي ميماند، و هر کس با خوردن سم خودکشي کند، وارد جهنم ميشود در حالي که سم را در دست گرفته و آنرا ميخورد و تا ابد در آتش جهنم به همين عذاب گرفتار ميماند، و هر کس با آهني خودش را بکشد، در آتش جهنم آن را به شکمش فرو ميبرد، و در آنجا تا ابد باقي ميماند».
از جندب بن عبدالله روايت است که پيامبرصلي الله عليه وسلم فرمود :
" ان فيمن کان قبلکم رجل به جرح، فجزع، فأخذ سکينا، فحزبها يده، فما رقأ الدم حتي مات، قال الله تعالي : بادرني عبدي بنفسه، حرمت عليه الجنة " (متفق عليه)
«در گذشتگان قبل از شما مردي زخمي بر بدن داشت، بيتابي کرد و کاردي را برداشت و با آن دستش را بريد. خون بند نيامد تا اينکه فوت کرد، خداوند متعال فرمود : قبل از آنکه بندهام را بميرانم مبادرت به خودکشي کرد، لذا بهشت را بر او حرام کردم».
از جابر رضي الله عنه روايت است که طفيل بن عمرو دوسي نزد پيامبرصلي الله عليه وسلم آمد وگفت : اي رسول خدا! آيا قلعهاي محکم و نيرويي بازدارنده نميخواهي؟ جابر گويد : آن قلعهاي از دَوس بود (در جاهليت) پيامبرصلي الله عليه وسلم پيشنهاد او را رد کرد، چراکه خداوند افتخار پشتيباني و نصرت را به انصار داده بود، وقتي پيامبرصلي الله عليه وسلم به مدينه هجرت کرد طفيل بن عمرو نيز با يکي از افراد قومش به آنجا هجرت نمود، آب و هواي مدينه با آنها سازگار نشد، لذا آنمرد مريض شد و بيتابي کرد، و در نتيجه با تيرهاي نوک پهني که داشت انگشتانش را قطع کرد، خون از دودستش جاري شد تا مُرد، طفيل بن عمرو او را با هيئتي زيبا در حالي که دستش را پوشانده بود در خواب ديد، به او گفت : پروردگارت باتو چه کرد؟ گفت : به خاطر هجرتي که به سوي پيامبرشصلي الله عليه وسلم کرده بودم مرا بخشيد، سپس طفيل گفت : چرا دستهايت را پوشاندهاي؟ گفت : به من گفتند : آنچه را خود از بين بردهاي برايت درست نميکنيم، طفيل اين خواب را براي پيامبرصلي الله عليه وسلم بازگو کرد پيامبر فرمود : خدايا دودستش را نيز ببخش» (صحيح مسلم)
گرفته شده از کتاب: مختصر فقه از أدلهء قرآن کريم و سنت صحيح
مؤلف: عبدالعظيم بن بدوي
مترجم: عبد الله محمدي
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Com
راه و روش پیامبر در چند کلمه
رسول خدا (ص) فرمودند:(( معرفت سرمایه من است،عقل اصل دین من است،محبت اساس من،شوق و علاقه مرکبِ من و ذکر و یاد خدای غزوجل آنیس من،ثقه و اعتبار گنج بی کران من،خزن (واندازه)رفیق من،علم سلاح من،صبر ردایِ من زهد و ریاضت پیشه من،رضا به قضا و قدر ثروت من،یقین قوت و نیروی من راستی ودرستی شفیع من،طاعت محبوب من،جهاد از اخلاق من لیک نور دیدهگان من در نماز است صدق رسول الله(ص) ))
۱- هر آن شخص که بسیار می خندد ، هیبتش کم می شود .
۲ - آن که بسیار شوخی می کند ، در نزد مردم بی ارزش می گردد .
۳ - هرکس بسیار سخن می گوید ف ، اشتباهاتش افزون می گردد.
۴ - اشتباهات هرکس افزایش یابد حیائش کم می شود.
۶ - هر کس پرهیزگاریش کم باشد ، دلش خواهد مرد .
۵ - هرکس حیائش کم باشد ، پرهیزگاریش کم می شود .
ابوحنیفه نعمان بن ثابت نخستین امام اهل سنت که مشهور به امام اعظم است، در کوفه از شهرهای عراق به دنیا آمده اجدادش اصلاً از خراسان (افغانستان) و از قریه ی در پروان در شمال کابل میباشند. که فعلاً هم به نام آنها مسما است.
بقيه در ادامه مطلب
بقيه در ادامه مطلب
-------------------------------------------
-------------------------------------------
8.زندگی نامه امام محمد باقر(ع)
12.زندگی نامه امام موسی کاظم(ع)
بازگشايي مدرسه تقوا (روزه)را به دوستان هم كلاسيم در تمام نقاط جهان تبريك عرض مي نمايم.
(( شناسنامه مدرسه روزه))
1- بنيانگذار مدرسه: خداوند بخشنده مهربان.
2- معلمين مدرسه: انبياءدرودوسلام خدابر آنان باد.
3- دانش آموزان: ايمان آورنده گان.
4- عمر مدرسه: از آعاز پيدايش اسلام.
5- زمان ثبت نام: رمضان هر سال.
6- آغاز سال تحصيلي: رؤيت هلال ماه رمضان.
7- شرايط سني: ازآغاز بلوغ.
8- ساعت شروع كلاس: اذان صبح هر روز.
9- ساعت پايان كلاس: اذان مغرب هر روز.
10-مدت تحصيل: يك ماه كامل.
11-غيبت موجه: 1.بيماري2.مسافرت
12-جبران ترك عمدي كلاس: قضا وكفاره.
مدارك لازم:
1.يك برگ پوشه زرد پشيماني
2.يك گيره محكم عضم و اراده
3.يك برگ كاغذ سفيد اميدواري
4.فيش صدقه در وجه مستمندان
شرايط اختصاصي مدرسه:
1.التزام اعتقادي وعملي به مدرسه،پيش از حضور در كلاس
2.امتناع از خوردن،اشاميدن،همبستري،استفراغ عمد
نتايج عملكرد سه ثلث مدرسه:
1.مغفرت الاهي 2.دور شدن ازآتش جهنم
3.پاداش مخصوص از طرف خدا 4.مصون ماندن از گناه
5.دخول به بهشت از در مخصوص روزه داران
((در پايان مدرسه جشن فارغ التحصيلي برگزار خواهد شد))
-------------------------------------------
-------------------------------------------
ده یار بهشتی چه کسانی هستند؟
-------------------------------------------
باید دانست بهشت هائی که در قرآن از آنها نام برده شده است چهار تا است: جنت عدن و جنت فردوس و جنت نعیم و جنت مأوی؛ هم چنان که در روایت وارد است: «قال أبو جعفر علیه السلام: أما الجنان المذکورة فی الکتاب فإنهن جنة عدن، و جنة الفردوس، و جنة نعـیـم، و جنة المأوی. و إن لله تعالی جنانا محفوفة بهذه الجنان ؛ ترجمه: امام باقر علیه السلام: بهشت هایی که در قرآن مطرح اند عبارتند از: بهشت عدن، بهشت فردوس، بهشت نعیم، بهشت ماوی و برای خداوند بهشت هایی دیگر است که با این بهشت ها محاصره شده اند» ( «علم الیقین » فیض کاشانی، طبع سنگی وزیری، ص 224).
اما جنة النعیم در بسیاری از آیات قرآن نام برده شده است؛ مانند: «والسابقون السـبقون * أولئک المقربون * فی جنـات النعیم؛ پیشی گیرندگان در أعمال صالحه، پیشی گیرندگان در غفران و رحمت خداوند هستند. و ایشانند مقربان خدا که در بهشت های نعیم هستند» ( آیات 10 تا 12 سوره واقعه). «جنة نعیم» (واقعه/89) هم ما داریم. اگر «جنة نعیم» فرموده بود، یک بهشت بیشتر نبود. ولی وقتی که «جنات النعیم» می گوید (بهشتهایی از نعیم) از انواعی از بهشتها را مخصوصا برای اهل اخلاص بیان می کند که در آیات سوره رحمن هم خواندیم، بهشتهای روحی و معنوی ای که وجود دارد و درجاتی بالاتر از بهشتهای مادی است. آنها اموری است غیر قابل توصیف، بر عکس بهشت مادی که قابل توصیف است. اول می فرماید: «فی جنات النعیم» یعنی بهشتهای قابل توصیف و بهشتهای غیرقابل توصیف درباره آن بهشتهای غیر قابل توصیف همین قدر فرموده: «فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قرة اعین؛ کسی نمی تواند بفهمد که چه چیزهایی در آنجا پنهان است» (سجده/17) و مانند: «أیطمع کل امری ء منهم أن یدخل جنة نعیم * کلا؛ آیا هر فرد از ایشان چنین طمعی دارد که در بهشت نعیم داخل شود؟ نه، چنین نیست» (آیه 38 و صدر آیه 39، از سوره المعارج ).
و اما جنت عدن نیز در بسیاری از آیات قرآن نام آن برده شده است مانند: «و مسـکن طیبة فی جنـت عدن ذ لک الفوز العظیم؛ و (خداوند شما را داخل میکند) در مسکن های پاک و پاکیزه ای که در بهشت های عدن است؛ و اینست فوز عظیم !» (ذیل آیه 12، از سوره الصف). و اما جنت فردوس در دو جای قرآن نام آن برده شده است؛ اول در سوره کهف: «إن الذین ءامنوا و عملوا الصـلحـت کانت لهم جنـت الفردوس نزلا * خـلدین فیها لا یبغون عنها حولا؛ حقا آن کسانیکه ایمان آورده اند و أعمال صالحه بجای می آورند، برای آنان بهشت های فردوس مهیا و به عنوان پذیرائی و کرامت آنان خواهد بود؛ در آن بهشت ها بطور جاودان می مانند و هیچگونه تغییر و جابجائی از آن را طلب نمی کنند» ( آیه 107 و 108). دوم در سوره مؤمنون: «أولئک هم الو رثون * الذین یرثون الفردوس هم فیها خـلدون؛ (مؤمنان که چنین و چنانند) ایشانند فقط وارثان؛ آنانکه فردوس را به ارث برند. و ایشان در آن بهشت فردوس بطور جاودان زیست می نمایند» (آیه 10 و 11 ).
و جنت مأوی نیز در دو مورد از قرآن آمده است؛ اول در سوره سجده: «أما الذین ءامنوا و عملوا الصـلحـت فلهم جنـت المأوی نزلا بما کانوا یعملون؛ اما آن کسانیکه ایمان آورده اند و اعمال صالحه انجام میدهند، پس برای آنان بهشت های مأوی به عنوان پذیرائی و پاداش کارهائی که در دنیا بجای می آورده اند مهیا و آماده می باشد» (آیه 19) و دوم در سوره نجم: «عند سدرة المنتهی * عندها جنة المأوی؛ در نزد سدرة المنتهی، که آخرین درخت است. و در نزد آن سدرة و درخت، بهشت مأوی است» ( آیه 14 و 15). «باری، جنة الخلد، بهشتی غیر از این بهشت ها نیست که قسیم آنها باشد، بلکه مقسم آنهاست و همانطور که اشاره شد اضافه جنت به خلد برای تحقق معنای جاودانی بهشت است. ولیکن جنة النعیم بهشت ولایت است؛ و هر جا که در قرآن نامی از نعمت برده شده است، مراد ولایت است.
-------------------------------------------
-------------------------------------------
معنی بهشت.
معنی لغوی بهشت پوشاندن،حجاب و پنهان کردن است.سپس معنی اش به تدریج تغییر کرد.مردم درختان سایه دار سپس باغ ها را بهشت نامیدند.از نظر اسلام بهشت نام جایی است که بندگان نیکو کارو فرمانبردارخدا همیشه در آن مکان میمانند.